تبليغاتX
"شبکه مدیریت: وبلاگ تخصصی مدیریت صنعتی" -

نئوکلاسیک و نودوستی صنعتی ( نظریه های رفتاری )

 

 

تا ربع دوم قرن بیستم نظریه های کلاسیک و بویژه اصول عقاید تیلور در مدیریت سازمان های دولتی و خصوصی اروپا و امریکا نقشی قاطع داشت، اما طولی نکشید که نهضت رفتارگرایی یا اصول روابط انسانی در امریکا تحت رهبری التون مایو شروع شد. به نظر پیروان مکتب رفتارگرایی، مفروضات کلاسیک ها درباره ی چگونگی رفتار کارکنان در سازمان رسمی بسیار ساده و خارج از واقعیات عینی است و به همین دلیل کابرد نظریه های کلاسیک در سازمان های وسیع امروزی محدود است، به عبارت دیگر کلاسیک ها فرد را انسان اقتصادی فرض می کردند که صرفا تحت تاثیر انگیزه های مادی قرار می گیرند و بدین ترتیب به نظر آنان فرضیات منطق اقتصادی در مورد انگیزش و توجیه رفتار فرد در سازمان ها کافی است، در حالیکه پیروان مکتب رفتارگرایی با استفاده از علوم رفتاری ( مانند روانشناسی، جامعه شناسی، مردم شناسی و سایر رشته های علوم اجتماعی ) در مقیاس وسیع نشان دادند که موضوع انگیزش افراد بشر امر پیچیده ای است که تنها با تحقیق از دیدگاه علوم رفتاری قابل درک است.

نهضت روابط انسانی با بررسی های وسیع در کارخانه هاتورن وابسته به شرکت وسترن الکتریک در شیکاگو به عمل آمد که به بررسی های هاتورن معروف است. در این مطالعات رفتار عده ای از دختران کارگر مورد بررسی دقیق واقع شد. غرض از این مطالعات بررسی تاثیر عوامل مادی خاصی مانند شرایط کار، طول مدت کار روزانه، میزان تنفس و استراحت بین کار و عوامل مادی دیگری مثل نور، صدا، حرارت و موارد مشابه در میزان تولید ( بهره وری ) آنان بود. در نهایت شگفتی محققان دریافتند که علی رغم تغییر عوامل مادی مذکور، سطح تولید ومیزان بهره وری به روند صعودی خود همچنان ادامه می دهد و حتی ازدیاد ساعات کار روزانه بدون استراحت و فعالیت در شرایط نامساعد مانند کاهش نور و ازدیاد صدا نه تنها موجب کاهش میزان تولید نمی گردد بلکه سطح بهره وری را به میزان قابل توجهی افزایش می دهد.  بدین ترتیب پژوهشگران دریافتند که آنچه سطح تولید را افزایش می دهد عوامل مادی نیست بلکه عوامل غیر مادی مانند احساس غرور و اهمیت به مناسبت برگزیده شدن برای مطالعه از طرف مدیران، همبستگی گروهی و تسهیل روابط اجتماعی، آزادی عمل بیشتر در مورد تقسیم کار و بهبود مناسبات با سرپرست است.

یکی از مهمترین نتایج حاصل از تحقیقات مزبور، شناسایی اهمیت تاثیر سیستم اجتماعی دستگاه در ازدیاد کارآیی است، به عبارت دیگر این بررسی ها نشان داد که ازدیاد کارآیی فقط به رفتار فردی مربوط نمی شود، بلکه چگونگی روابط جمعی افراد در گروه های متشکل عامل بسیار موثری در افزایش بهره وری به شمار می رود و از این رو برای اولین بار وجود سازمان غیره رسمی در درون سازمان رسمی شناخته شد.

 

                                                                                                        منبع از کتاب سازمان و مدیریت

                                                                                                                                                                                                                        تالیف دکتر اقتداری

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت   توسط سیاوش پوراسماعیل  |