حلقه مفقوده
امروزه معضل سرنوشت ساز برای مدیران، رفع فاصله ی قابل ملاحظه و دائمی میان سیلاب مدل های نوین مدیریت که در نوشته های جدید و سمینارها در معرض آن قرار دارند ( و از آن ها انتظار می رود که تحقق بخشند ) و توانایی شخصی آنها برای این نحو انجام کار است، یعنی فاصله ی میان آنچه مدیران مایلند انجام دهند و آنچه واقعا قابلیت انجام آن را دارند، میان آنچه دوست دارند بکنند و آنچه باید بکنند. مدیریت به طریق مداخله ی با فاصله با افزایش تجربه و آگاهی از یک سطح ژرف تر هوشیاری یا خویشتن و همانندسازی با آن این حلقه ی مفقوده را تامین می کند. این به معنای انفکاک یافتن از سدها و موانع خویشتن مربوط به من یا خود است که مسئول فاصله ی ذکر شده در فوق می باشد. این امر علاوه بر آن منجر به اختیار و آزادی بیشتر می شود که بر اثر تغییر تدریجی، بلوغ و محو شدن نهایی احساس یا هوشیاری خود محدود کننده ی مربوط به من افزایش می یابد.
تنها هنگامی که با چنان هوشیاری با فاصله ای عمل کنید می توانید دگرگونی سازمانی درست را ایجاد کنید. شما در جریان کار، فرهنگ های سازمانی را از ساختار های سلسله مراتبی به شبکه های حمایتی متقابل و از سبک های مدیریتی مبتنی بر تعارض و کنترل به انواع معطوف به پیوند و توجه دگرگون خواهید ساخت. علاوه بر آن در تحلیل نهایی نقش خود را از مدیر ساده یا حرفه ای به دوراندیشی و واقع بینی یعنی مدیر استاد تبدیل خواهید کرد. چنان مدیر استادی می داند که در الگوی جدید چگونه کار را صورت دهد.
منبع روانشناسی مدیر موفق
ترجمه دکتر معتمدی

